الشيخ المنتظري

426

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

سنّت خداوند درباره ستمكاران و مصيبت زدگان « اَمَّا بَعْدُ ، فَاِنَّ اللهَ لَمْ يَقْصِمْ جَبَّارِى دَهْر قَطُّ اِلاَّ بَعْدَ تَمْهِيل وَرَخَاء ، وَلَمْ يَجْبُرْ عَظْمَ اَحَد مِنَ الاُْمَمِ اِلاَّ بَعْدَ اَزْل وَبَلاَء » ( بعد از حمد و سپاس خداوند و درود بر پيامبر او ، خداوند هرگز گردنكشان روزگار را نابود ننمود مگر بعد از مهلت دادن به آنها و آسودگى آنها ، و شكستگى استخوان هيچ يك از امّتها را اصلاح نكرد مگر پس از سختى ها و رنج زياد . ) اين خطبه نيز به سرنوشت خطبه هاى ديگر گرفتار شده است و همان گونه كه بارها گفته ام قصد مرحوم سيّد رضىّ اين بوده كه آن مقدار از خطبه هايى را كه داراى بلاغت و فصاحت بوده است جمع آورى نمايد كه اين خطبه نيز از اين روش مستثنا نبوده است ، و عبارت « امّا بعد » دلالت دارد كه حدّاقل حمد و ثناى اين خطبه حذف شده است . ( 1 ) « فانّ الله لم يقصم جبّارى دهر قطّ الاّ بعد تمهيل و رخاء » ، اين نهج البلاغه كه در دست ماست به جاى كلمه « تمهيل » كلمه « تميّل » نقل كرده كه ظاهراً غلط است . « تمهيل » از « مهلت » است و به معناى مهلت دادن . « يقصم » از مادّه « قصم » به معناى خرد كردن و نابود نمودن است ; يعنى خدا جبّاران دهر را هلاك نكرده و به آنها مهلت داده است . از آنجايى كه اين دنيا عالم امتحان و آزمايش است ، خداوند به همه افراد مهلت مىدهد تا آزمايش خود را بدهند ; ثروتمند مهلتى دارد تا امتحان پولدارى

--> 1 - در تأييد فرمايش استاد رجوع شود به كتاب كافى ، ج 8 ، ص 63 تا 66 ( كتاب روضه كافى ) زيرا مرحوم كلينى اين خطبه را مشروحاً نقل كرده است ; همچنين قسمت اوّل آن را مرحوم مفيد در ارشاد ، ص 155 ، چاپ بصيرتى قم آورده است .